حواسمان نباشد هالووین جای چهارشنبه سوری را خواهد گرفت!

گفتگو با دکتر فردین علیخواه-جامعه شناس
منبع: خبرآنلاین

می‌بینیم که در سال‌های اخیر، روز چهارشنبه‌سوری از آن شکل سنتی خودش فاصله گرفته و شکل و شمایل دیگری پیدا کرده. به نظر شما چرا چنین تغییر شکلی انجام گرفته؟ در واقع روزی که قرار بود با شادی همراه باشد، حالا بیشتر با نگرانی و انواع خطرها همراه شده است؟
🔸در این اتفاق می‌توان دلایل زیادی را موثر دانست و می دانیم که تبیین مسائل اجتماعی دارای پیچیدگی های خاص خودش است. یکی از مهمترین دلایل این تغییر شکل، کنار کشیدن نهادهای اجتماعی مانند خانواده، آموزش و پرورش، رسانه‌ها و سایر نهادهای شهری و رسمی هستند. چهارشنبه‌سوری موضوعی است که می‌شود از نگاه مردم‌شناختی و جامعه‌شناختی به آن پرداخت و برای آن برنامه‌ریزی کرد که به چه شکلی برگزار شود؛ اما وقتی به سال‌های گذشته نگاه می‌کنیم می‌بینیم که این موضوع به یک موضوع آسیب‌شناختی یا امنیتی تقلیل یافته است. در این زمینه می‌توانم بگویم که اگر نهادهای رسمی خودشان را کنار بکشند و نقش کمتری در این زمینه ایفا کنند و مشارکت نکنند، نقش نهادهای غیررسمی پررنگ خواهد شد. نهادهایی که به دلیل منافع یا اغراضی که دارند، می‌توانند باعث شوند وضعیت به این روزی دربیاید که حالا درآمده است.
یعنی شما نقش نهادهای مختلف را بیشتر می‌دانید تا کسانی که به اصطلاح به آنها هنجارشکن گفته می‌شود؟
🔸در نظریه های مربوط به هنجارشکنی نظریه پردازی به نام رابرت مرتون تلاش می کند انواع انحرافات رفتاری را طبقه‌بندی ‌کند. مرتون وضعیتی را مطلوب تلقی می کند و آن وضعیت را با دو اصطلاح ابزار / اهداف توضیح می دهد. در جوامع، اهداف یا ارزش‌هایی ساخته می‌شود و افراد سعی می‌کنند با تکیه بر ابزارهای مشروع اجتماعی به آنها دست پیدا کنند. این وضعیت مطلوب است. یعنی ارزشی ساخته شده است و وسایل مشروع برای رسیدن به آن ارزش یا هدف هم فراهم است؛ اما وضعیتی هم هست که هدف یا ارزشی ساخته می شود اما وسایل و فرصت‌ها برای رسیدن به آن فراهم نیستند. در اینجا ما با گروهی هنجارشکن مواجه هستیم که مرتون به این گروه ابداع‌کنندگان می‌گوید و معتقد است که این گروه، هنجارشکن هستند اما از ابتدا اینطور نبوده‌اند، فراز و نشیبی طی می‌شود و آنها می‌روند فرصت‌هایی را برای خودشان خلق میکنند. وقتی جامعه فرصت ها و ابزارهای مشروع را در اختیار آنها نمی گذارد آنها جامعه را دور می زنند و خودشان به ابتکار خودشان سعی می کنند به اهداف برسند. درباره چهارشنبه‌سوری هم با توجه به این نظریه می‌توانیم بگوییم بخشی از هنجارشکنی که در این روز اتفاق می‌افتد در این گروه قرار دارد و یکی از زمینه‌ها این است که نهادها خودشان را کنار کشیده‌اند و علاقمندان به چهارشنبه‌سوری را تنها گذاشته‌اند و راه‌های مناسب و مطلوبی را به آنها پیشنهاد نمی‌کنند و آنها هم روش‌های خودشان را ابداع می‌کنند.
به نظر من در کنار همه وظایفی که دولت‌ها دارند، فراهم کردن زمینه‌ برای شادی‌های گروهی و ملی هم باید در دستور کار آنها قرار بگیرد. چهارشنبه‌سوری یک بهانه است برای شادی مردم. در چهارشنبه‌سوری همه لزوما به دنبال آتش بازی نیستند بلکه به دنبال فضای شاد جمعی هستند. اگر مردم بدانند در این روز می‌توانند بروند به پارک‌ها و افرادی در آنجا سرگرمشان کنند یا موسیقی اقوام گوش کنند و ببینند یا آیین های سنتی برایشان شبیه سازی شده و به نمایش دربیاید، مطمئن باشید به جای انواع ترقه‌ها، از اینگونه مراسم استقبال می‌کنند. در کشور ما امر شادی متولی ندارد در حالی که چیزی که الان جامعه ما به آن نیاز دارد و تشنه آن است شادی است. من یادم هست که در سال‌های قبل که شهرداری به مناسبت رسیدن نوروز، مجسمه‌هایی را در سطح شهر تهران گذاشته بود، می‌دیدم که مردم چقدر از آنها استقبال می‌کنند و با آنها عکس یادگاری می‌گیرند. یعنی این همه زمینه و نیاز به شادی در سطح شهر وجود دارد ولی اتفاق خاصی برای شاد کردن مردم نمی‌افتد. اگر به این شادی‌ها توجه شود می‌توان جلوی بسیاری از آُسیب‌های اجتماعی نظیر اعتیاد، پرخاشگری‌ها و مواردی از این قبیل را گرفت.
شما تحقیقاتی هم در زمینه چهارشنبه‌سوری انجام داده‌اید. نتایج آن تحقیقات چه بود؟

🔸ما تحقیق میدانی وسیعی درباره چهارشنبه‌سوری داشتیم و یکی از یافته‌هایی که آن تحقیق داشت این بود که تعداد کمی از خانواده‌ها در بحث چهارشنبه‌سوری ورود پیدا کرده بودند. آن خانواده هایی هم که به این مسأله ورود پیدا کرده بودند طبق گفته های مصاحبه شوندگان که نوجوانان و جوانان بودند فقط ترس و نگرانی را به بچه‌ها منتقل کرده بودند. یا این که پرسیده بودیم آموزش و پرورش چه توصیه‌هایی داشته و می‌دیدیم تنها به مسائل ایمنی پرداخته و توصیه‌ای برای این که این روز چطور بهتر برگزار شود و اساسا جایگاه این نوع رسومات در فرهنگ و تاریخ ایرانیان کجاست نداشته است. درباره رسانه هم همینطور است. اولا که در رسانه ملی تا جایی که می‌شود سعی می‌کنند از به کار بردن این کلمه پرهیز کنند و به جای آن اصطلاح چهارشنبه آخر سال را به کار ببرند و ضمن این که تنها به نشان دادن فجایع این روز و مصدومان و اتفاقات ناگوار بپردازند در حالی که روش‌های انتقال پیام در اینگونه موارد بسیار مهم است. من در طی این روزها بررسی کردم ببینم که با گذشت چند سال از تحقیق ما تغییر خاصی رخ داده یا نه و دیدم باز هم همان موارد تکراری و نهی‌کردن‌ها جوانان وجود دارد. در تلویزیون می بینم که عمدتا پیام های هشدار دهنده به جامعه منتقل می شود و در خیابان ها هم بنر زده اند که والدین محترم از ورود مواد محترقه به خانواده جلوگیری کنید!
در این تحقیق طبقه اجتماعی، سن یا جنس خاصی به عنوان گروهی که بیشتر در این روز مشارکت کنند مشخص شد؟
🔸تحقیق ما بیشتر درباره نوجوان‌ها و جوان‌ها بوده و تجربه ما هم نشان می‌دهد قشری که در این مراسم بیشتر فعال است نوجوان‌ها و جوان‌ها هستند و والدین ترجیح می‌دهند آن روز را در خانه بمانند. ولی این به آن معنی نیست که مثلا خانواده ها نمی دانند که چهارشنبه سوری است و دلشان برای بیرون رفتن نمی تپد. اگر فضای بیرون ایمن باشد آنها هم دوست دارند بیرون بیایند. نکته جالب اینجاست که بعضی از جشن‌ها خصلت‌های طبقاتی و سنی دارند اما بعضی از مراسم هستند که ملی هستند و رده سنی یا طبقاتی خاصی در آنها دیده نمی‌شود که چهارشنبه‌سوری و نوروز و سیزده بدر جزو آنها هستند. یعنی شکاف های اجتماعی تأثیر چندانی در موضوع چهارشنبه سوری ندارد. در کشورهای دنیا روی این نوع مراسم که تعداد بیشتری از افراد از سنین و گروه‌های مختلف اجتماعی در آن اشتراک دارند، سرمایه‌گذاری می‌کنند و از آن برای تقویت وحدت ملی استفاده می‌کنند و اگر کورسویی هم از این نوع مراسم یا آداب و رسوم مانده آن را شعله‌ور می‌‌کنند نه این که آن را خاموش کنند. یکی دیگر از مواردی که این تحقیق نشان داد این بود که نوجوان‌ها اطلاع کافی راجع به پیشینه روز چهارشنبه‌سوری نداشتند و فقدان اطلاعات در این موضوع دیده می‌شد که به دلایل آن هم قبلا اشاره کردم.
پیشنهادی که شما درباره این قضیه دارید چیست؟
🔸الان وضعیت به گونه ای است که اگر در اجرای این مراسم ترقه جمع شود، هیچ برنامه دیگری برای این روز وجود ندارد و کل این مراسم جمع می‌شود چون فکر دیگری برای آن نداریم. منظورم آن است که انگار چهارشنبه سوری به ترقه تقلیل یافته است. در حالی که اینطور نیست. در قدیم چهارشنبه سوری ده تا پانزده عنصر یا فعالیت را دربر می گرفت که آتش بازی فقط یکی از آنها بود. حتی دور همنشینی خانواده ها و رفتن به خانه بزرگترها پس از تمام شدن اجرای مراسم در فضاهای عمومی هم در آن وجود داشت.
من فکر می کنم باید شادی ها در فضاهای عمومی را توسعه داد. این موضوع سرمایه اجتماعی ایرانیان را افزایش خواهد داد. چهارشنبه سوری می تواند یک بهانه باشد. می توان برنامه های متنوع فرهنگی در فضاهای عمومی شهری تدارک دید. نمایشگاههای مختلف از آداب و رسوم ایرانی می تواند برگزار شود. ما به این موضوع توجه نمی کنیم که وقتی در فضاهای عمومی شادی‌های جمعی رقم بخورد، امکان نظارت بیشتری بر آنها وجود دارد تا این که در فضاهای خصوصی این اتفاق‌ها بیفتد. شما می بینید که در سال های گذشته در خصوص مصرف الکل و افزایش آن هشدار می دهند. به نظرم سوق دادن مردم به شادی در فضاهای خصوصی می تواند چنین تبعاتی داشته باشد.
در تهران، در سال‌های گذشته فضاهای فراغتی زیادی ساخته شده که می‌توان از آنها استفاده کرد. تپه‌های عباس‌آباد، پیاده‌راه میدان امام حسین تا شهدا، بوستان ولایت، باغ موزه قصر و پارک‌های مختلف و بسیاری از فضاهای دیگر هستند که می‌توان از آنها برای برگزاری مراسم شاد استفاده کرد و در آنها حیات اجتماعی ایجاد و سرمایه اجتماعی شهری و محله ای را تقویت کرد. ما از کارکردهای مراسمی مثل چهارشنبه‌سوری غافلیم. اگر از نگاه کارکردگرایانه به چهارشنبه‌سوری نگاه کنیم، کارکردهایی برای جامعه داشته که جامعه با گذشت صدها سال آن را رها نکرده و همچنان ادامه دارد. یکی از کارکردهای آن می‌تواند موضوع سرمایه اجتماعی و افزایش اعتماد اجتماعی باشد که شاخص توسعه محسوب می‌شود. وقتی در جامعه تعداد افراد غمگین زیاد می‌شود، ما جامعه شناسان غمگین بودن آدم ها را ناشی از ژنتیک نمی‌دانیم و می‌گوییم حتما زمینه‌های اجتماعی هم وجود داشته که جامعه غمگین شده و با تغییر دادن شرایط می‌توان جامعه را به سمت شادی پیش برد. اگر حواسمان به این شادی‌های گروهی نباشد و آنها را حذف کنیم، تبعات خاص خودش را به دنبال خواهد داشت. افراد غمگین مستعد بسیار از رفتارهای پیش بینی نشده هستند. یا به خودشان ضربه می زنند یا از دیگران انتقام می گیرند.
یعنی حذف چنین مراسمی می‌تواند تبعات اجتماعی داشته باشد؟
🔸همینطور است. بیایید وضعیتی را تصور کنیم که تیم های ورزشی ببرند و هیچ واکنشی از سوی جامعه و قشر جوان اتفاق نیفتد، اگر چهارشنبه‌سوری و نوروز و مراسمی از این قبیل اینطور شود خوب است؟ این وضعیت بسیار نگران‌کننده می‌شود و حکایت از جامعه مرده‌ای دارد که هیچ حیات اجتماعی در آن نیست. ببینید همانطور که خلوت شدن سوگواری های ملی موجب تأمل و نگرانی می شود رو به افول نهادن شادی های عمومی و ملی هم باید نگران کننده باشد. به همین دلیل است که نه تنها نباید مانع چنین شادی‌های گروهی و عمومی شد بلکه باید از اینگونه واکنش‌های اجتماعی به مناسبت های شاد ملی استقبال هم بشود. پیش‌بینی جامعه‌شناختی من این است که اگر چنین شادی‌هایی بی رونق شود، در سال‌های آینده همانطور که ولنتاین جای خودش را در بین افراد جامعه باز کرده، هالوین هم وارد می‌شود و جای مراسمی مثل چهارشنبه‌سوری را می‌گیرد و همانطور که گفتم همه اینها در فضاهای خصوصی اتفاق خواهد افتاد و تبعات خودش را خواهد داشت.
البته لازم است بگویم که اگر قرار است نهادهای رسمی در این نوع مناسبت ها مشارکت کنند این هم مهم است که تصمیم‌گیری‌ها و نوع حضوری که انجام می‌شود چطور باشد. گاهی این اقدامات طوری است که نوعی مقاومت و حتی لجبازی را به وجود می‌آورد اما اگر مردم احساس کنند که با آنها همراهی می‌شود و اعتماد کنند که تصمیماتی که گرفته می‌شود به نفع خودشان و جامعه است، حتما با نهادهای رسمی همکاری می‌کنند. مساله اینجاست که وقتی اینطور در ذهن افراد جامعه شکل بگیرد که مخالفتی با چنین آداب و رسومی هست، آنها ترجیح می دهند به هر طریقی شده مقاومت کنند. درواقع باید خیلی هوشمندانه و حسابگرانه این چنین حضوری صورت بگیرد و با حساسیت خاصی این حضور وجود داشته باشد. در این زمینه نیازمند همکاری‌های بین‌بخشی هستیم و باید اقدامات هماهنگی انجام شود نه این که رویکردهای مختلفی وجود داشته باشد. برخوردهای سلیقه‌ای با این موضوع می‌تواند موجب سردرگمی و حتی مقاومت شود. مساله دیگر این است که اینگونه مراسم، بهانه ای برای فشار جناح‌های سیاسی و تسویه‌حساب‌های سیاسی نشود. در ضمن در بحث شادی، به مدیران جسور احتیاج داریم و باید افرادی باشند که در مقابل فشارهایی که ممکن است برایشان ایجاد شود بتوانند ایستادگی کنند و محافظه‌کاری و نگرانی‌ در این زمینه را کنار بگذارند. شاید زمانی گفتن اینکه در پارک های تهران برنامه های شاد نظیر اجرای موسیقی پاپ اجرا شود و در آن خوانندگان پاپ به اجرای برنامه برای توده مردم بپردازند بسیار سخت بود ولی این نوع اتفاقات افتاد و از آنها استقبال هم شد.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*